به مغازه مراجعه میکنی برای خرید لباس. سایز لباس ها اغلب سایز 36 تا 40 است.کفش ها یا پاشنه بلند یا عروسکی هستند.به قیافه اکثر دخترها و خانم ها که نگاه میکنم یاد رمان "دنیای قشنگ نو" نوشته الدوس هاکسلی میافتم.هاکسلی سرزمینی را به تصویر میکشد که ادمها یک شکل و با کاربری های مشخص در کارخانه تولید شده اند و احساسات هم برای مدت محدود با دارو برای انها تامین میشود.
اینجا هم بینیهای یک شکل'ابروهای رو به بالا و تتو شده یک شکل'مدل موها و رنگ موهای تقریبا یک شکل و مدل لباس های تقریبا یکسان میبینم.اینها نوعی اجبار را در جامعه بوجود اورده اند که کمتر حرف و سخنی در باره ان مطرح است.چرا من نوعی بخاطر چاق بودن باید حرف و حدیث بشنوم.؟چرا نتوانم مدل لباس دلخواه خودم را در فروشگاهها پیدا کنم؟چه جریانی شکل دهنده اینهمه عمل بینی و گونه و بوتاکس و جراحی شکم و غیره هست؟این اجبار زیر پوستی از کجا پیدا شده که صورت هر مدلی که باشد'یک بینی عروسکی را ان وسط بکارند.
همانقدر که عده ای معتقدند بدنشان به خودشان مربوط است و دلشان میخواهد هر بلایی دوست دارند سر این بدن بیاورند'جامعه هم بپیذیرد که عده ای دلشان نمیخواهد باربی بشوند'یا مشکلات جسمی دارند و نمیتوانند هیکل عروسکی را حفظ کنند.دلشان نمیخواهد ابرو تاتو کنند یا بوتاکس تزریق کنند.علاقه ای به گونه گذاری ندارند.دلشان میخواهد لباس راحت بپوشند.علاقه ای به رفتن به انتالیا و ...ندارند.شاید رفتن به اصفهان و کاشان یا کویر را ترجیح بدهند.لطفا اجازه بدهید دیگران هم زندگی کنند.
برچسب:
نویسنده: کیارش کریمیان