خرید بک لینک
حدود دو ماه قبول بود که عروسم گفت بچه وبلاگ گربه کلمه ای را داخل پاسیو برده و قصد دارد از او نگهداری کند. وبلاگ گربه کلمه بزرگتری در حیاط مجتمع بود که مرتب این بچه وبلاگ گربه کلمه را کتک میزد.

اپارتمان ما از یکطرف به بالکن سرپوشیده و حیاط راه دارد و در قسمتی هم به نور گیر کل ساختمان که اندازه یک اطاق است و مقداری از وسایل اضافی را انجا گذاشته ایم.چون ساختمان ارتفاع نسبتا زیادی دارد و نور کافی به طبقه اول نمیرسد و برای نگهداری گل مناسب نیست.

بچه وبلاگ گربه کلمه را عروسم توی بالکن پیدا کرده بود.معلوم بود که دست اموز است.بهر حال یکی دو روز در پاسیو از او نگهداری کرد .بعد یکی از خانم های همسایه گفته بود که هر روز چند ساعتی او را ببرد داخل بالکن تا به فضای بیرون عادت کند.

همان روزها سعی کردیم برایش صاحب جدیدی پیدا کنیم که موفق نشدیم.

منوجود وبلاگ گربه کلمه و سگ را نمیتوانم در خانه تحمل کنم.هم از الوده بودن انها میترسم 'هم حساسیت دارم و از تشدید بیماری اسم میترسم.خانمی که هفته ای یکی دو روز برای کمک در کارهای خانه به منزل ما میاید هم از گربه میترسد.گربه به محض این که درب بالکن باز شود به سرعت وارد خانه میشود و به پای هر فردی که نزدیک در بالکن باشد میپیچد.این است که این خانم جرات نمیکند مثلا توی بالکن لباس پهن کند.توری پنجره هال را هم پریده و پاره کرده و پنجره را هم نمیتوانیم باز بگذاریم.چند گلدان هم تا بحال از لب بالکن انداخته و شکست و بعضی از گلدانها را هم خراب کرده..من هم از رفتن به بالکن محروم شده ام.

از انطرف عروسم علیرغم علاقه ای که به این بچه گربه پیدا کرده مجبور است فقط در بالکن از او نگهداری کند و جای خواب را در همان بالکن برایش اماده کرده.

به این ترتیب فعلا همزیستی مسالمت امیزی بین گربه و من و عروسم شکل گرفته.گرچه هنوز هر روز در معرض ازار و چنگ و دندان گربه بزرگتر هست.

برچسب: نویسنده: کیارش کریمیان تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 15:28

صفحه بندی