خرید بک لینک

وقتی که پدر فوت کرد,من هنوز از درد پایم بعد از باز شدن گچ,در عذاب بودم.بعد از مدتی فیزیوتراپی ,گفتند بنظر مشکلی اساسی تر از کشیدگی عضله وجود دارد و قرار شد ام.آر.آی .انجام دهم.فکر میکنم برای نوزده آبان وقت ام.آر .آی داده بودند.

چشمی که قبلا عمل کرده بودم مدتی بود که ناراحت بود.نیمه های آبان به دکتر مراجعه کردم و دکتر برای همانروز مرا به واحد دیگری برای لیزر زدن فرستاد و دستور بستری برای عمل فوری چشم دیگر.

فکر میکنم روز بیستم بود که چشمم را عمل کردم.چشمی هم که لیزر زده بودم و ظاهرا خون ریزی شبکیه داشته, همچنان تار بود و اشکال سیاهی مدام جلوی چشمم بود که هنوز هم هست.

روز بعد از عول بخاطر گیجی بیهوشی عمومی,زمین خوردم و کتف و قفسه سینه و چند جای دیگر ضربه خورد.

روز بعد از آن فشار خون بالا و ضربان ناونظم و درد قفسه سینه, مرا راهی اورژانس قلب کرد و ۷-۸ ساعتی بستری شدم.فشار برای جا گرفتن روی تخت های بلند اورژانس و کشیدن دست ها و پاهایم و چند بار جابجایی برای اسکن مغز و عکس قفسه سینه و آزمایش های مختلف,موجب شد که درد کمرم طوری شدت پیدا کند که قادر به حرکت نبودم.

همانروزها بود که اعتراض ها هم شروع شد.در حالیکه با چشم بسته جایی را درست نمیدیدم و حرکت برایم خیلی سخت شده بود,صدای فریاد,شکستن شیشه, صدای تیراندازی و ترکیدن لاستیک را از فاصله نزدیک میشنیدم.یک هفته بعد که برای مراجعه به پزشک از منزل خارج شدم,با شیشه های شکته بانک در فاصله چند متری خانه. ,شیشه های شکسته ایستگاه مترو مواجه شدم.

نتوانستم در مراسم چهلم پدر شرکت کنم.قادر به مسافرت چند ساعتته تا زادگاهمون نبودم.

کمر درد همچنان ادامه داشت که سردرد و سرفه های شدید و بدن درد و گرفتگی صدا به سراغم آمد.

دو هفته است که از شدت سرفه احساس میکنم در حال خفه شدن هستم.صدایم تبدیل به یک پچ پچ خفیف شده.ام آر.آی .گرفتهام و بیرونزدگی مهره های کمر و گردن تشخیص داده اند.چشمم هنوز تار است.

از همه دوستانی که پیام دادند و به یادم بودند سپاسگزارم.

اینها را نوشتم که فقط علت جواب ندادن به کامنت ها را توضیح بدهم.

میدانم که این روزها اکثر مردم دردهایی به مراتب بزرگتر و بیشتر از من دارند.امیدوارم روزی آرامش سهم همه مردم عزیز کشورم باشد.

برچسب: نویسنده: کیارش کریمیان تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:40

صفحه بندی